فاجعه قاچاق <سنتوری> آخرین ساخته داریوش مهرجویی همچنان نقل محافل است و واكنش تند سینماگران را در پی دارد. روز گذشته ایدهای در گروه <ادب و هنر> اعتماد ملی شكل گرفت مبنی بر اینكه هركس كه طی روزهای اخیر سیدی یا دیویدی <سنتوری> را به شكل غیرقانونی خریداری كرده، مبلغی به حساب تهیهكننده این فیلم واریز كند.
یادمان هست كه كارگردان این فیلم و موكلش اعلام كرده بودند خریدن این سیدی شرعا حرام است. همچنین طی ماههای گذشته بسیاری از سینماگران، فعالان و مسوولان فرهنگی این كار را تقبیح كرده و آن را بهمثابه نوعی <سرقت> دانسته بودند. از این رو خریداران سیدی <سنتوری> كه به واسطه همین سیدی این فیلم را دیدهاند برای آنكه در <سرقت> و <قاچاق> سهیم نباشند میتوانند بهای بلیت آن را به شماره حساب مشترك تهیهكننده و كارگردان فیلم واریز كنند.
این ایده روز گذشته ابتدا با داریوش مهرجویی (كارگردان <سنتوری>) و در ادامه با فرامرز فرازمند (تهیهكننده آن) در میان گذاشته شد. مهرجویی و فرازمند، هم از این ایده استقبال كردند و هم نگران بودند. استقبال آنها از این جهت بود كه معتقد بودند این حركت باعث وحدت سینماگران میشود، اما نگرانیشان از آن بابت بود كه میگفتند مبادا طرح این ایده به معنای <محتاج بودن> آنها تلقی شود. نهایتا هر دو ضمن موافقت با این ایده، اعلام كردند كه عواید احتمالی آن صرف امور خیریه خواهد شد. مهرجویی در این باره به اعتماد ملی گفت: <من شخصا با این ایده موافقم.
ژست قشنگی است و یك نوع وحدت و همدلی را میرساند. ما میتوانیم شماره حسابمان را اعلام كنیم، ولی امیدوارم مردم عزیز در جریان باشند كه ما محتاج نیستیم و هرچه به حسابمان واریز شود، صرف امور خیریه میشود.> فرازمند هم كه قاچاق سیدی <سنتوری> را <ضربه به سینمای ایران> میدانست، گفت: <اینجا مساله پول در میان نیست. ما باید به ضربه روحی ای فكر كنیم كه به مهرجویی و بقیه عوامل فیلم وارد شده است.
بحث من این است كه میگویم اگر قرار بود سنتوری اكران نشود، چرا پروانه ساخت دادید؟>! او همچنین درباره ایده گروه <ادب و هنر> اعتماد ملی اضافه كرد: <من قبلا هم گفته بودم كه اگر <سنتوری> فروش داشت ۵۰ درصد آن را صرف امور خیریه میكنم. حتی میتوان صرف كمك به زحمتكشان و فعالان عرصه سینما كرد كه نیازمند یاری هستند. به هر حال شخصا با این ایده موافقم و اعلام میكنم كه عواید احتمالی این طرح را صرف امور خیریه میكنیم.> فرازمند در ادامه به درخواست خبرنگار اعتماد ملی، حساب مشترك خود و مهرجویی را اعلام كرد.
این حساب مشترك به نام <داریوش مهرجویی و فرامرز فرازمند> و از این قرار است: ۰۱۱۶۴۰۷۷۹۵ (بانك تجارت شعبه چهارراه پارك كد ۰۳۲.)همانطور كه كارگردان <سنتوری> گفته، این طرح میتواند قبل از هر چیز به همدلی و وفاق در سینما خصوصا سینمای فرهنگی و مستقل بینجامد؛ شاید مبلغ ۱۰۰۰ یا ۱۵۰۰ تومان بهای یك بلیت كه از سوی خریداران این سیدی یا بینندگان آن به حساب تهیهكننده و كارگردان آن واریز میشود، مبلغ چندانی نباشد و همگان، حتی آنهایی كه این سیدی را نخریدهاند، مایل به همراهی با این طرح باشند، اما باید بدانیم كه عواید این حركت بیش از هر چیز به ثبات سینمای مستقل كمك كرده و ضربهای كه به این سینما خورده را جبران میكند. تاكید میشود همانطور كه كارگردان و تهیهكننده <سنتوری> متذكر شدهاند این حركت برای كمك مالی به آنها نیست؛ بلكه هدف از آن، یادآوری پدیده زشت <قاچاق> است.
منبع:روزنامه اعتماد ملی
+
نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 2:47 توسط حمایت کننده گان
|
اینكه مردم برای حمایت از فیلمهایی مانند سنتوری كه یكباره با قاچاق آن دچار شكست تجاری شدهاند، دعوت به پرداخت بلیت شوند، یك ایده و حركت شایسته از سینمای ایران است. در این شرایط بهتر است كه مردم حق بلیت خود را به حساب بانكی فرامرز فرازمند و داریوش مهرجویی پرداخت كنند.
شاید این بهترین راه برای مبارزه با قاچاق CD این فیلم باشد. به هر حال مردم مشتاق دیدن این فیلم هستند و متاسفانه سودجویان از هر راه ممكنی درصدد برخواهند آمد تا نسخهای از این فیلم را به چنگ آورند و خیلی سریع از طریق CD و DVD آن را به بازار قاچاق بسپارند.
مردم هم نمیتوانند نسبت به این واقعه بیتفاوت باشند، همه میخواهند كه هرچه زودتر در جریان این فیلمهای ممنوعشده قرار گیرند طبیعتا این فیلمهای قاچاق، هرچند منع شرعی هم داشته باشد، توسط مردم دیده میشود. اینكه با كمك به فیلم سنتوری از طریق شماره حساب تهیهكنندگان آن ادای دینی نسبت به آنان داشته و آن را جبران كنند، این حركت تبدیل به حمایتی مثبت و سازنده برای جبران خسارتهای مالی و معنوی میشود. خود من هم كه تهیهكننده فیلم <به رنگ ارغوان> هستم، بارها شنیدهام كه این فیلم به طور قاچاق توزیع شده، اما خوشبختانه خبر صحت نداشته و فیلم دیگری به مردم داده میشود.
تا امروز هم این فیلم از گزند چنین آسیبی دور نگه داشتهشده است، اما بالاخره جایی احتمال دارد كه این فیلم هم در دسترس سودجویان قرار گیرد. بهترین راه نجات، اكران فیلمهاست كه باید وزارت ارشاد مساعدت بكند، بالاخره در دنیای امروز كه همه چیز به كمك تكنولوژی به طور سریع تكثیر میشود، به زحمت میتوان از این كار پرهیز كرد.از سوی دیگر معتقدم كه باید مجلس شورای اسلامی یك قانون دقیق و مدون برای برخورد با خاطیان و قاچاق فرهنگی ارائه كند. در حال حاضر نیروی انتظامی و قوه قضاییه كه مجری این كار هستند، نمیتوانند اقدام شایستهای انجام دهند، برای آنكه قانونی در این باره وضع نشده است. در شرایط حاضر هم كه بعد از هفت هشت ماه كه از تجمع سینماگران و خانه سینما در باغ فردوس و موزه سینما میگذرد، این حركت تبدیل به برخورد قاطع نیروهای انتظامی شد. متاسفانه دوباره این قاچاق به انحای مختلف تكرار میشود و بهتر است كه هرچه سریعتر مجلس قانون محكمی برای برخورد قاطع با قاچاقچیان و سودجویان وضع كند.
تهیهكننده فیلمهای چهارشنبهسوری (اصغر فرهادی) به رنگ ارغوان (ابراهیم حاتمیكیا)، دایره زنگی (پریسا بختآور) و...
روزنامه اعتماد ملی
+
نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 2:46 توسط حمایت کننده گان
|
در این سال های اخیر خیلی از اعتراض های اجتماعی و موج های اصلاح طلبانه ،از وبلاگ ها آغاز شد. نمونه ی عینی اش پدیده ی بمب گوگلی بود که برای نام خلیج فارس به وجود آمد و تاثیر خیلی زیادی هم بر روی حساسیت رجال سیاسی در مورد این مسئله گذاشت. در این روزها به نظر من موج جدیدی باید آغاز شود که به باتلاقی که سینمای معناگرای ایران دارد در آن دست و پا می زند کمک کند.سینمای ایران امروزه در جهان دارد با نام هایی مانند عباس کیارستمی و بهمن قبادی و مجید مجیدی و کمال تبریزی و داریوش مهرجویی و حتی ایرانی تبارهایی مانند مرجان ساتراپی به خود می بالد.این درخشش در آنسوی مرزها ،به یک نوع احتضار در این سوی مرز ها در آمده است. احتضاری که آینده ی شومی را نجوا می کند. به نظر من امروز این وظیفه ی واقعی وبلاگ نویس هاست که دست روی دست هم نگذارند و کاری کنند.کاری کنند که کارگردانان کشور تحت تاثیر ورشکسته گی سنتوری قرار نگیرند و زوال سینما از این به بعد پررنگ تر نشود.
گوریل فهیم
+
نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 2:11 توسط حمایت کننده گان
|
نوشته ی ساسان آقایی در مورد حمایت مالی از فیلم سنتوری :امروز این خبر خوش را شنیدم که داریوش مهرجویی و فراز فرازمند شماره حسابی برای واریز پول اعلام کردهاند.گرچه حتا اگر یک ریال هم به این حساب کمک کنید،به جهت احترام گذاردن به حقوق معنوی صاحبان سنتوری قابل احترام است اما محاسبه کنید که یک سینما رفتن ساده چهقدر برایتان تمام میشود و همان مبلغ را به حساب واری کنید.اکنون برای این یادداشت شاید کمی دیر شده باشد اما به نظرم آمد که می تواند مشوقی برای کمک بیشتر باشد.در نهایت هم بسیار ممنونم از داریوش مهرجویی عزیز که با این کار،مجال دیدن سنتوری را برای من هم فراهم آورد.
شماره حساب:0116407795 (بانک تجارت شعبه چهارراه پارک کد032 ) به نام فرامرز فرازمند و داریوش مهرجویی
گویی از این سرنوشت "داریوش مهرجویی" را گریزی نبود؛فرجام سنتوری او اینک شده چیزی شبیه به خود علی سنتوری داستان که سرگشته و حیران و درمانده در جست و جوست.تنها چند ساعت پس از انتشار نسخهی غیرقانونی فیلم مهرجویی،دهها سایت هرزهنگار و زرد آن را در اختیار مخاطبان تشنهی خود قرار دادند و اینک یک جست و جوی ساده «دانلود سنتوری» در گوگل نشان میدهد که چه بر سر فیلم آمده است.شاید که نه حتمن همین امروز هم میتوانید سنتوری را در بساط بیشتر دستفروشهای خیابانهای شهر پیدا کنید و حتا زحمت دانلود آن را با اینترنت ذغالی ایران نکشید.تا چند روز دیگر هم در هر خانهای یک CD قاچاق سنتوری پیدا میشود و مناسبتی دست میدهد تا خانوادههای ایرانی دور هم جمع شوند و با یک بغل تخمه و یک قوری چای از ساختهی مهرجویی لذت ببرند.چه توفیقی از این بیشتر!تاه پس از دیدن سنتوری می توان پزش را داد که از سد "سانسور" هم گذشتیم اما فکر میکنید،سرنوشت مهرجویی چه میشود،سرنوشت مهرجوییها چه میشود و آیا دیگر تهیهکننده ای پیدا خواهد شد تا ریسک کند و سنتوری بسازد؟
متاسفانه اینترنت همه چیز را آسان تر و آسان تر کرده است،حتا "کلاهبرداری" را!البته شاید فکر کنید که اصلن چرا باید برای دیدن فیلم پول داد،شاید هم از آن دست آدمایی باشید که "کپی رایت" را دشمن بشریت و پیشرفت میانند که در هر دو صورت خواندن ادامه این یادداشت دردی از شما دوا نمی کند.اما اگر دست کم اعتقادی به مالکیت معنوی آثار دارید و باور هم ندارید که آدمهایی وظیفه دارند،چند سال زحمت بکشند و عرق بریزند تا اسباب تفریح و سرگرمی و تفکر شما را به رایگان فراهم آورند،لطفن کمی در دانلود سنتوری دست نگه دارید.شما با دانلود سنتوری کمر به حذف کسانی بستهاید که شاید از قضا خیلی هم دوستشان دارید.خیلی از مخاطبان سنتوری،عاشقان سینهچاک سینمای مهرجویی هستند،آیا میخواهید که سنتوری "آخرین برگ" از سینمای رئالیسم او باشد؟بله؛خیلی از شماها میگویید؛وقتی امکان دیدن سنتوری به صورت قانونی وجود ندارد،چه میتوان کرد؟
شاید خیلی نتوان کاری کرد اما هدف وسیله را که توجیه نمیکند،می کند؟قاعدهی کلی این است که برای استفاده از هر خدماتی باید بهایش را بپردازید و حق مالیکت افراد بر محصولشان را بپذیرید،در هیچ مرام و مسلکی هم نیامده که سانسور بهانهی خوبی برای دور زدن این قاعده و کلاه گذاشتن بر سر کپی رایت است.شما اگر کپی رایت را پذیرفتهاید،دیگر جای بهانه و اما و اگر باقی نمیماند و حق خرید یا دانلود نسخهی غیرقانونی فیلم سنتوری را ندارید.شاید اکنون تنها راهکار باقیمانده،اعلام شماره حسابی از سوی تهیهکنندگان فیلم علی سنتوری باشد.اگر این شماره حساب اعلام شود،همه میتوانند به آسانی و بدون "عذاب وجدان" فیلم را بخرند و به اندازه ی هزینهی یک سینما رفتن به این حساب پول واریز کنند.گرچه شاید از نظر رسمیت دادن به بازار مافیا این راهکار چندان "تمیز" به نظر نیاید اما خب چه میتوان کرد،راهکار نه چندان تمیز هر چه باشد بهتر ا روشهای کثیف است.واقعن امیدوارم داریوش مهرجویی هر چه سریع تر این حساب را اعلام کند تا من هم بتوانم سنتوری را ببینم.البته اگر سازندگان سنتوری این روش را نپسندیدند و شما هم اصول اخلاقی را برای همین یکبار! کنار گذاشتید،میتوانید دست کم پول هزینهی سینما را به شماره حساب خانهی هنرمندان واری کنید.آن وقت با وجدانی آسودهتر می شود از سنتوری لذت برد!
منبع:چگونه از سنتوری لذت ببریم؟
+
نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 2:8 توسط حمایت کننده گان
|